بازی مات به قلم آرزو شریفی
پارت نوزده :
وقتی به خانه رسید، اولین کاری که کرد، جستوجوی قیمت همان آینه در اینترنت بود.
هرچه بیشتر میگشت، اخمش بیشتر در هم میرفت.
زیر لب گفت:
- محاله...
قیمتش خیلی بیشتر از چیزی بود که تصور میکرد.
گوشی را کنار گذاشت و به سقف خیره شد.
میتوانست بگذارد شهاب خودش هزینه را بدهد... اصلاً خود شهاب هم همین را میخواست.
اما هر بار که چهره آرامش جلوی چشمش میآمد، بیشتر احساس میکر

لطفا صبر کنید...

مهسا
1بیخیال بابا خودش میگه نمیخواد تو چرا اصرار میکنی روشا